محل تبلیغات شما



بانو فروغ عزیز فرصت زیادی برای زیستن در این دنیا نداشت اما در این فرصت کوتاه توانست با اشعار و افکارش, خود را در تاریخ معاصر ثبت کند به طوری که هیچگاه نمیتوان در ادبیات و شعر این سرزمین او را نادیده گرفت.

افسوس که زود , خیلی زود سفر کرد و رفت . رفت اما هنوز اینجاست. افکارش اشعارش. نوع نگرشش اینجاست . یادش همیشه پابرجاست

روحش شاد و یادش گرامی

خیلی دلم میخواد یه سر به آرامگاه ظهیرالدوله بزنم و دیداری با فروغ عزیز تازه کنم , اما انگار فقط ساعتهای محدودی رو میشه به اونجا رفت , و البته فکر میکنم مردانه نه باشد , از صبح تا ساعت 12 نه و تا ساعت 4 مردانه!!!

دلیلش را فهمیدید به بنده هم بگویید تا بلکه اندکی از شاخهای روی سرم کاسته شود.

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست


بازگشایی مدارس را تبریک نمی‌گوییم، 
به هفت دلیل؛


1 - بچه های ما با دنیایی از انرژی وارد مدرسه می شوند و نظام آموزشی در طول سال های تحصیل، از آن کودکان سرزنده، کنجکاو، پرسشگر، پرنشاط و پرامید، افرادی عمدتاً سرکوب شده، بی تفاوت، کم رمق و ناامید می سازد. ورودی های اول دبستان و خروجی های سال آخر دبیرستان را با هم مقایسه کنید!

2 - در مدارس ما، انبوهی از دانستنی ها به خورد بچه ها می دهند که قریب به اتفاق شان اساساً به درد نمی خورد. خواندن و نوشتن و تسلط نسبی بر روی چهار عمل اصلی ریاضی، مهم ترین دستاورد 12 سال عمر بی بازگشت بچه های ماست و حال آن که همه این ها را می توان در مدت کوتاه تری هم آموخت. الگوریتم، معتلات، نام باکتری ها و تعداد پاهای شپش و . در زندگی ما هیچ گاه به کار نیامد و به زندگی کودکان مان نیز غنایی نخواهد بخشید.

بچه های ما 12 سال از کودکی و نوجوانی شان درمدارس سپری می کنند بی آن که خودباوری، کنترل خشم، کار گروهی، حل مسأله، مدیریت زمان، اقتصاد فردی، اعتماد به نفس، تنظیم روابط اجتماعی، حقوق شهروندی، سواد رسانه ای، نحوه غذا خوردن، مراقبت از سلامتی جسمانی و . را یاد بگیرند.   

آنها حتی بعد از سال ها نشستن در کلاس های زبان انگلیسی و عربی، از خواندن یک متن رومه ای معمولی هم به این زبان ها عاجزند. 
آیا این اتلاف همه جانبه عمر و هزینه، تبریک دارد؟!

3 - بچه ها ما مجبورند برخلاف ساعت بیولوژیک شان صبح های زود از خواب بیدار شوند و درست در ساعاتی که باید به اقتضای سن شان در خواب ناز باشند، با خواب آلودگی به مدرسه بروند و بدن شان دچار کمبود خواب مزمن شود.

4 - بچه های ما مجبورند، کیف های سنگین مدرسه را که بیش از حد استاندارد بر ستون فقرات شان فشار وارد می کند بر دوش بکشند و مستعد دردهای پا و کمر در بزرگسالی شوند.

5 - بچه های ما -به ویژه در سال های اولیه دوره ابتدایی- از بازی ها، فضاها، موقعیت ها و رفتارهای مناسب کودکی محروم می شوند و به جای کودکی، درگیر مشق و رقابت و استرس امتحان و دیر شدن مدرسه و . می شوند.

6 - بچه های ما در مدارسی درس می خوانند که به تفاوت هایشان اهمیتی داده نمی شود؛ برای نظام آموزشی ما مهم نیست که کدام دانش آموز در ریاضی استعداد دارد و کدام در ادبیات؟ کدام شان مستعد تبدیل شدن به یک ورزشکار بزرگ است و کدام شان در علوم انسانی یا هنر نقاشی آتیه دارد؟ 
همه را به یک چوب می رانند و همه را با یک متر و محک می سنجند.

7 - اگر قرار است آغاز سال تحصیلی را تبریک بگوییم باید به موسسات کنکور و کمک آموزشی تبریک گفت که از صدقه سر میلیون ها دانش  آموز و خانواده هایشان، درآمدهای میلیاردی دارند و نیز به صدا و سیما که قراردادهای میلیاردی با این مؤسسات می بندد و حساب هایش را پر می کند. پس چرا باید به دانش آموزان و خانواده های آنان تبریک گفت که قرار است چاه نفت مؤسسات باشند/ عصر ایران

وسعت نارسایی‌ها به این بزرگی نمی‌شد اگر خانواده‌ها و جامعه نیز در کنار سیستم آموزشی مریض، با این همت! پای کار نبودند. 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

باغچه الکترونیکی من وبلاگ گروه فیزیک بردخون